تبليغاتX
تاریخ ایران باستان
یکشنبه یازدهم اسفند 1387

مهرداد ایران‌مهر – کارشناس کشاورزی و پژوهشگر در جشن‌های ایرانی


مردم شریف و آگاه ایران
به آگاهی می‌‌رساند که در مورخه چهاردهم بهمن‌ماه 1387 برنامه اقتصاد 1 از شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی ایران برنامه‌ای پخش نمود که در آن به مردم سفارش اکید می‌شد تا: «...از گذاشتن سبزه برای سفره هفت سین در نوروز امسال پرهیز نمایند(!)»، و دلیل آنرا نیز چنین عنوان می‌نمود که :«هر خانواده ایرانی برای سبزه نوروز نیم کیلوگرم گندم می‌گذارد که در مجموع میزان هنگفتی گندم مصرف اینکار می‌شود و امروزه چون کشورمان نیاز فراوانی به این محصول راهبردی دارد، بنابراین چنین نتیجه می‌گیریم که از این پس نباید بر سر سفره‌های هفت سین ایرانیان گذاشته شود!!!».
هم‌میهنان گرامی، برپایه گزارش‌های مرکز آمار ایران هم‌اکنون شمار خانواده‌های ایرانی چیزی در حدود 5/17-17 میلیون می‌باشد و از سویی با توجه به این نکته که «وزن هر دانه» گیاه گنرم نیز 40-35 گرم است، با نگاه بر این موضوع که بروی داشتن سبزه‌ای با 5000 ساقه گنرم روییده نیاز به 200گرم گندم خواهیم داشت، در اینجا برای روشن شدن ذهن شما گرامیان به بررسی هزینه‌های اینکار برای هر تن و هر خانواده ایرانی می‌پردازیم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبداله در 14:33 با موضوع: | لینک ثابت |

سه شنبه سی ام مهر 1387

دروود اهورایی به تمامی ایران دوستان

بزرگداشت کوروش بزرگ بر تمامی شما عزیزان خجسته باد.

همانطور که می دانید بین 30 مهرماه تا ۱۰ آبان ماه کوروش فرمان آزادی ملت ها را اعلام کرد. که احتمال روز ۱۰ آبان قویتر می باشد.

کوروش بزرگ در تاریخ 20مهرماه بدون جنگ و خونریزی وارد بابل شد.

و در تاریخ ۱۰ آبان بر بالای زیگوارت رفته و فرمان آزادی ملت ها را اعلام کرد ، که در سال 1371 سازمان ملل از کوروش تجلیل کرد و فرمان او را به عنوان اولین فرمان سازمان ملل اعلام کرد.

 

 منشور کوروش فرمان آزادی تمام ملتها : 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبداله در 14:19 با موضوع: | لینک ثابت |

پنجشنبه یازدهم مهر 1387

جشن مهرگان را نبايد در شمار جشن هاي دوازده گانه کم و بيش فراموش شده اي چون " فروردين گان " و " ارديبهشت گان " و ... آورد و نه چون نوروز که در همه ايران همگاني است، يا چون " سده " که در يک شهر برگزار شود، بلکه مهرگان جشني است که تنها نزد دانشمندان و نويسند گان و شاعران همچنان برجاست و از اين رو جزو جشن هاي کهن بحساب مي آيد.

در روز شمار کهن ايران، هر يک از سي روز ماه را نامي است که نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. پيشينيان در هر ماه که نام روز و نام ماه يکي بود، آن را جشن مي گرفتند. از اين جشن هاي دوازده گانه، تا آنجا که سندها و کتاب هاي تاريخي گواه است، در دوره هاي پس از اسلام، تنها جشن مهرگان است که رسمي و شکوهمند برگزار مي گرديد. افزون بر يکي بودن نام - روز مهر از ماه مهر - مناسبت هاي ديگري را نيز براي برگزاري اين جشن بر مي شمردند، که معروفترين  آن قيام کاوه آهنگر و پيروزي بر ضحاک و پادشاهي نشستن فريدون است.

امروز، جشن مهرگان، به شيوه اي که در کتاب هاي تاريخي سده هاي چهارم و پنجم و ششم آمده، نه در دستگاه دولتي و حکومتي برگزار مي شود و نه در گردهمايي هاي غير رسمي، نزد عامهً مردم. دست کم، در دو سده اخير نيز از برگزاري آن آگاهي در دست نيست. جشن و آيين مهرگان، از نظر زماني نيز، با تغيير تقويم، در سال 1304 خورشیدی تغيير کرد. بدين معني که 5 روز "پنجه = خمسه" (که پس از 12 ماه سي روزه براي رسيدن به 365 مي آمد) حذف و شش ماه اول سال 31 روز گرديده است. از آن پس، در بسي از تقويم ها، مهرگان، به جاي 16 مهر در دهم مهر آمده، يعني در صد و نود و ششمين روز سال براساس تقويم پيشين. در ماهنامه ها و هفته نامه هاي ادبي و اجتماعي سدهً اخير، مهرگان حضور دارد. بدين معني که مقاله، پژوهش، شعر به مناسبت مهر و مهرگان - به ويژه در نشريه هايي که در ماه مهر منتشر مي شود - کم نيست. 

دکتر بهرام فره وشي از برگزاري مهرگان به عنوان جشني خانوادگي، در بين زرتشتيان يزد و کرمان و نيز " از آيين قرباني کردن گوسفند، در برخي از روستاهاي زردشتي نشين يزد، براي ايزد مهر " خبر مي دهد. تا سي سال پيش، زردشتيان کرمان، در اين روز، به ياد مردگان، مرغي را کشته و شکمش را با حبوبات و آلو انباشته و به عنوان خوراک ويژه، يادمان مردگان مي پختند. 

ماه مهر و مهرگان، در جامعه کشاورزي، فصل و زمان برداشت، انباشتن فراورده ها، پرداختن خراج و ماليات، اندوختن نيازمنديهاي زمستاني و گرمي بازارهاي موسمي بوده که هنوز - هر چند نه به نام مهرگان - برگزار مي شود.  و نيز با تحول و دگرگوني اي که با گذشت سده ها و هزاره ها در برگزاري جشن ها و آيين ها - مانند همهً پد يده ها و زمينه هاي فرهنگي - روي داده و مي دهد، جشن مهرگان تنها به اين عنوان که نام روز با نام ماه يکي است برگزار نمي شود، بلکه بيشتر داستان و اسطورهً قيام کاوه آهنگر در برابر بيدادگري هاي ضحاک است که يادمان اين جشن نمادين مي باشد.  بي گمان، باور و اعتقاد به ايزد مهر و آيين هاي مهري ( ميترايي ) که پيش از زرتشت، در هند و ايران وجود داشته، به ماه مهر و جشن مهرگان سيماي ديني بيشتري افزوده بود.  

نوشته شده توسط عبداله در 11:23 با موضوع: | لینک ثابت |

یکشنبه سوم شهریور 1387

در سال شمار کهن که هر ماه از سال دارای ۳۰ روز بود. شهريور روز، همواره برابر بود با روز 4 شهريور ماه که آنرا شهريورگان می ناميدند. 

با روی آوردن به سال شمار تازه، که آن را سال شمار جلالی (و يا خيامی نيز) می نامند، شش ماه نخستين سال، دارای ۳۱ روز شدند. بنا بر اين، روز شهريور از ماه شهريور که برابر با چهارم شهريور ماه در سال شمار کهن بود، ۵ روز پيش کشيده شد و  شهريور روز، به  يک روز مانده  به پايان امرداد ماه جا به جا شد و اينك در روز 30 امرداد ماه برابر با 22 اگوست ، جشن شهريورگان را برگزار مي كنند.

شهريور‌روز از شهريورماه يا چهارمين روز اين ماه، برابر است با جشن شهريورگان که از آيين‌ها و مراسم وابسته به آن هيچگونه آگاهی در دست نيست. برگزار نشدن آيين‌های جشن شهريورگان توسط ايرانيان در زمانی طولانی، موجب شده است تا همه جزئيات آن به فراموشی سپرده شود و حتی در متون کهن نيز آگاهی‌های چندانی در باره آن فرا دست نيايد.

نام شهريور در متون اوستايی به گونه «خْـشَـتْـرَه ‌وَئيریَـه» آمده که به معنای تقريبی «شهر و شهرياری (شهرداری) آرمانی و شايسته» است. چنين می‌نمايد که چنين انديشه‌ و آرمانی، خاستگاه نظريه‌های افلاطون و فارابی در «آرمان‌شهر» يا «مدينه فاضله» بوده باشد. نام شهريور چند بار به همين معنا در «گاتها»ی اشو زرتشت نيز آمده است و بعدها در اوستای نو، او را به گونه‌ای تشخص‌يافته به پيکر يکی از امشاسپندان در می‌آورند.
بر اساس متون ايرانی، جشن شهريورگان يا چهارم شهريورماه، با زايش و مرگ دو نفر از تأثيرگذارترين شخصيت‌های تاريخ ايران همزمان است: زايش داراب و مرگ مانی.

خلف تبريزی در «برهان قاطع» (جلد سوم، ص ۱۳۱۶) از اين روز به عنوان زادروز داراب نام می‌برد. با توجه به پاره‌ای اشاره‌های تاريخی و شباهت‌های داستان داراب در شاهنامه فردوسی و ديگر تاريخ‌نامه‌های ايرانی با گزارش‌های مورخان يونانی و ايرانی در باره کورش بزرگ، می‌توان احتمال ضعيفی در باره اينهمانی داراب و کورش را پيش کشيد. ممکن است منتسب دانستن زادروز داراب يا کورش به روز شهريورگان که بر شهرياری آرمانی و شايسته دلالت دارد، يادمانی از خاطره پادشاهی کورش بزرگ در ياد مردمان و تاريخ‌نگاران بوده باشد.
اما از سوی ديگر متون مانوی (متن ce و p به زبان پارتی) از اين روز به عنوان روز جان‌باختن مانی ياد کرده‌اند: «(مانی) با شادی بزرگ و با خدايان روشنی‌ها و با نوای چنگ و سرود شادی پرواز کرد . . . و جاودان بماند به نزد خداوند اهورامزدا . . . چهار روز گذشته از شهريورماه، شهريورروز، روز دوشنبه، ساعت يازده، در استان خوزستان و به شهر بيلاباد (گندی شاپور)، که او پرواز کرد . . . به سوی سرای روشنايي» (M. Boyce, Acta Iranica, No. ۹؛ وامقی، ايرج، نوشته‌های مانی و مانويان، ۱۳۷۸، ص ۲۹۰ تا ۲۹۳).

این امشاسپند در جهان مادی، نگهبان سیم و زر و فلزات دیگر و دستگیری از بینوایان و فرشته ی رحم و جوانمردی است.

از آن جایی که این جشن به پادشاهان دادگر بستگی دارد که نماینده ی شهریاری آسمانی هستند، ایرانیان باستان در این روز پس از نیایش اهورامزدا و نیکوکاری کردن و دادن غذا به فقرا و نیازمندان، نزد پادشاه رفته و این جشن را شادباش می گفته اند. سپس فلزهای کهنه را از انبارها بیرون آورده و نو می کردند و پس از آن به شادی و پایکوبی می پرداختند.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبداله در 8:17 با موضوع: | لینک ثابت |

سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387

روزنامه اعتماد-زمانی که سد سیوند آبگیری شد بسیاری از کارشناسان به خاطر بالا رفتن رطوبت در طول زمان و آسیب های بسیار جدی به آثار تاریخی مخالف آبگیری این سد بودند، به این دلیل که افزایش رطوبت اثراث غیرقابل جبرانی بر آثار سنگی پاسارگاد که از جنس سنگ های آهکی و جذب کننده رطوبت هستند، می گذارد. اما آن زمان مسوولان دلایل کارشناسان را غیرعلمی دانستند و با ممنوع المصاحبه کردن کارشناسان مخالف آبگیری سیوند این سازمان با خبرنگاران در نهایت این سد فروردین ماه 86 آبگیری شد.اما اگر امروز بعد از گذشت بیش از یک سال به کنار قبر کوروش که در فهرست میراث جهانی ثبت شده است بروید متوجه می شوید رطوبت خاک در اطراف آرامگاه کوروش به حدی است که این رطوبت به تمام سنگ های اطراف نیز رسیده است.

اما به گزارش میراث خبر بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد معتقد است؛ «رطوبت در آرامگاه کوروش از گذشته بوده است و در حال حاضر به علت سازگار شدن سنگ ها با رطوبت موجود هرگونه رفع رطوبتی نیاز به کنترل سنجش رطوبت در منطقه دارد. به همین منظور طرحی به پژوهشگاه ارائه و در آن رطوبت کف آرامگاه با استفاده از دستگاه های پیشرفته و متخصصان داخلی و خارجی مونیتور می شود.»با وجود تذکرهای پی درپی کارشناسان میراث مبنی بر صدمه زدن رطوبت به آرامگاه کوروش هنوز مشخص نیست چرا مسوولان بر آبگیری سد سیوند، اصرار فراوان داشتند. اما اکنون که آرامگاه کوروش در وضعیت اسفناکی به سر می برد و رطوبت به سنگ های آن رسیده مشخص نیست چرا مسوولان همچنان برای جلوگیری از آسیب زدن رطوبت به سنگ های آهکی اقدامی نمی کنند.

محمدحسن طالبیان در این باره به میراث خبر گفت؛ « قرار است برای کنترل میزان رطوبت کف آرامگاه کوروش و پاسارگاد دستگاه های سنجش رطوبت در محل نصب شود. این دستگاه ها قیمت ارزانی ندارند و تنها وجود آنها هم کافی نیست. بلکه باید در کنار این دستگاه ها یکسری پژوهش های علمی و بین المللی نیز انجام گیرد.» شاید مسوولان میراث فرهنگی برای یکی از برگزیده ترین آثار تاریخی ایران قیمتی تعیین کرده اند که اینچنین توانایی تهیه چند دستگاه که وزارت نیرو نیز متعهد تهیه آنها شده بود را ندارند. اما تهیه هزینه برگزاری همایش های متعدد در زمینه گردشگری برایشان مشکلی نیست.طالبیان معتقد است؛ «رطوبت بخشی از طبیعت خاک است و کل آثار موجود در پاسارگاد با طبیعت منطقه به تعادل رسیده اند اما باید تلاش کرد تا یک سیستم مونیتورینگ جامع و علمی در پاسارگاد تاسیس شود و 24 ساعته شرایط محیطی پاسارگاد را اندازه گیری کرد.»

با این وجود مشخص نیست در حالی که مسوولان بنیاد پارسه و پاسارگاد زودتر از خبرنگاران از رطوبت و آسیب های دیگر بر آرامگاه خبر داشتند چرا منتظر شدند تا خبرنگار میراث خبر این موضوع را در رسانه ها منتشر کند و بعد واکنشی از خود نشان دهند.

به گفته طالبیان، در حال حاضر یکسری از سنگ ها با طبیعت زمین سازگار شده اند. این موضوع در تخت جمشید نیز به چشم می خورد. بسیاری از سنگ های این بنا در همان زمان حفاری، حدود 60 سال پیش هنگامی که از خاک بیرون آمدند پوسیدند و این موضوع فقط به خاطر تغییر شرایط زیستی سنگ است.

وی همچنین افزود؛ «به همین دلیل هخامنشیان همیشه چند کف در نظر می گرفتند یعنی پس از زیرسازی اولیه از چند لایه سنگ دیگر نیز استفاده می کردند. این موضوع چند دلیل داشته است. یکی از آن دلایل فنی زلزله بوده و دلیل دیگر آن بالا بودن آب های زیرزمینی در منطقه است.»مونیتور کردن وضعیت رطوبت در منطقه سبب می شود تا تکلیف گروه مرمت برای تعیین اندازه رطوبت منطقه مشخص شود. به این ترتیب معلوم می شود کجا لازم است رطوبت پایین آمده یا در کجا نباید به رطوبت منطقه دست زد.

اما طالبیان درباره رطوبت منطقه گفت؛ «در نزدیکی پاسارگاد دو چاه اندازه گیری آب های زیرزمینی به اندازه 5/3 و 7 متر داریم که در حال حاضر چاه 5/3 متری خشک و آب چاه 7 متری نیز به شدت پایین رفته است. از طرفی آب رودخانه پلوار نیز پایین است و به همین علت بحث ها درباره بالا آمدن میزان آب های زیرزمینی منتفی است.»

طالبیان گفت؛ «برای این کار باید یک برنامه ریزی پژوهشی و علمی زمان دار در نظر گرفت ولی اگر بدون سنجش های علمی در منطقه دخالت کنیم راه را به اشتباه رفتیم.» این گفته طالبیان ما را به یاد سخنان مدیر پژوهشگاه باستان شناسی می اندازد که معتقد بود رطوبت را ما باید در طی سال ها بررسی کنیم و نمی توانیم در کوتاه مدت به نتیجه برسیم. شاید همین سخنان فاضلی کافی بود تا به اهمیت حفظ آرامگاه کوروش در میان مسوولان سازمان میراث فرهنگی پی برد.به گفته وی مدیریت انجام این پژوهش ها و اجرای محلی و منطقه یی آن به عهده بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد است. اما پژوهش های ملی و بین المللی این قبیل مطالعات به عهده پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار است

نوشته شده توسط عبداله در 15:35 با موضوع: | لینک ثابت |